به نام بزرگ خالق خوبي ها
امروز داشتم تو پياده رو(نکته اخلاقی اینکه عابر باید تو پیاده رو راه بره) رد مي شدم
يه تابلو ديدم مال دوزندگي لحاف و تشك ياد يه چيزي افتادم تا پارسال وقتي از دم در خياطي رد مي شدم دوزندگي رو مي خوندم
دو-زندگي البته
باور كنيد من تا چند وقت ديگه قرار مهندس بشم خير سرم ،بعد به اين نتيجه رسيدم كه خب لابد يه دفعه به ذهن يهخياط رسيده كه بياد يه اسم خوب ومعني دار واسه خياطي بذاره بعد به اين نتيجه رسيده كه آدما وقتي لباساشون عوض مي كنن مي
تونن اين قدر احساس تغيير بكنن كه با پوشيدن لباس زندگي واسشون عوض شه حالا يا خوب يا بد.بعدم اين يه اسم معمول شده واسه
خياطي هر چي فكر مي كنم
حالا يادم نمي ياد چه جوري فهميدم كه دوزندگي رو بايد خوند دوزندگي!
هر چی با این سر وکله می زنم نوشتم درست نشون نمی ده.ببخشید