دومين پست امروزمه،عجيب اين روزها داستان صادق هدايت توي ذهنم تداعي مي شه:زني كه مردش را گم كرد.
بعد از ظهر رفتيم پارك لاله،اولش خيلي ذوق كردم،ولي بعدش همش حس مي كردم،هيچي جاي دريا رو نمي گيره،حتي تماشاي معصوميت بچه هاي مشغول بازي توي پارك.
يه جاي ديگه ام رفتم،مسجد نور،اماكن مذهبي آدم(آدم يعني مصي) رو خيلي آروم مي كنه.مسجد خيلي خوبيه با امكانات عالي و فضاي راحت و آروم و دلنشين.دقيقا دور ميدون فاطمي.