به نام بزرگ خالق خوبی ها
تضاد گیج کننده ایه بین پیدا کردن دلیل برای احساس و احساس برای دلیل،اینکه گاهی سعی می کنم،برای احساسات دلیل منطقی پیدا کنم و از طرف دیگه این خود احساسات هستند که دلیل منطقی خیلی رفتارها می شن.
اینجور وقتا نسبت دادن غرایر به دلیل بعضی رفتارها،چه احساسی و چه غیر احساسی کار آدم رو یه خورده راحتتر می کنه،اگرچه اگر بخوای گیر بدی،دلت می خواد بدونی دلیل غریزه چیه و چرا هست و میزان کیفیت و کمیتش چرا در انسان ها متفاوته و این تفاوت از کجا سر چشمه می گیره... .
خب فکر کنم باز هم نسبت دادن غریزه به ذات و سرشت انسان ها تا حدودی ذهن آدم رو آروم می کنه،
یعنی در کل علت منطقی احساسات رو تو رفتارشناسی یا به دلایل منطقی نسبت بدی یا به غریزه،
دیگه اینکه خود منطق و غریزه از کجا می یان باز جای سواله،مسلما منطق نسبی نشات گرفته از یه منطق مطلقه و غریزه مشتق شده از یه ذات و سرشت(اسما نه رسما)،و نهایتا همین منطق و غریزه و استعدادها و ...ا،زیر مجموعه ای می شن از صفات مطلق،چگونگی تشکیل این زیر مجموعه است که خصوصیات و تفاوت های فردی انسان ها رو باعث می شه.
از طرفی اعتقادات انسان ها به وجود خدا،خالق،وجود مطلق و ...،باعث می شه که دارندگی این صفات مطلق رو به خدا نسبت بدیم،و منطق و احساس و غریزه و هرچیزی که در و جود انسان هست به روح دمیده شده ای از طرف پروردگار.
بعید می دونم کسی تو این موضوع مشکل داشته باشه که عقل و منطق نسبی رو مشتق شده از
یه منطق مطلق بدونه، و نفهمیدن ها و ندونستن ها رو به خاطر همون ناقص بودن عقل و منطق انسان در نظر بگیره نه اینکه بخواد به خاطر ندونستن خودش نواقص رو به منطق مطلق ارجاع بده.
ولی با غرایز نمی شه اینجور برخورد کرد، خود غریزه رو نمی شه به یک غریزه مطلق نسبت داد(برای همینه مشتق شدن غریزه رو گفتم اسما،در واقع این علت غریزه است که مشتق شده نه خود غریزه)،چون که اینطوری دقیقا با همون صفات مطلق تضاد پیدا می کنه،خب ما غریزه رو وجود میلی در انسان می دونیم که باعث می شه حتی نا خودآگاه، انسان در صدد برآورده کردن نیازهاش باشه،این نیاز هم می تونه جسمی باشه و هم روحی،و خب چیزی هست که از اول در ذات انسان قرار داده شده ،میل به رفع گرسنگی،تشنگی،برطرف کردن نیازهای جنسی و ... .دارنده ی صفات مطلق نه نیاز داره نه روح ونه جسم به اون معنی که ما می شناسیم.
مثل اینه که بخوای بگی غریزه یه اختراعه،یه چیزی که اصلا وجود نداشته ولی علت داره و علتش وجود داره، با موجود شدن انسان به وجود اومده تا چگونگی این مخلوق رو اونجوری که خالق می خواد تکمیل کنه،بدون اینکه احتیاج باشه قبل از اون موجود دیگه ای اونها رو دارا باشه.
الان که فکر می کنم می بینم شاید وجود استعدادها و توانایی ها به خاطر میزان همین غرایز باشه،اینکه انسان ها برای برآورده کردن نیازشون یک سری توانایی ها رو از خودشون بروز می دن که ما بهش می گیم استعداد.
...
دیگه خسته شدم،باقی ماحصل تفکرات فیلسوفانمو بعدا می نویسم.
دارم فکر می کنم چرا اینقدر سرعت اینترنت خوبه،به خاطر اینکه امروز ۱۳ به دره،خب ما به خاطر اینکه ۴ روز پشت سر هم رفتیم صحرا،امروز رو فاکتور گرفتیم،یعنی اصلا انرژی بیرون رفتن نبود دوباره.