تبليغاتX
Massy اندیشه پاک
اندیشه پاک
مثل سنگینی یک نگاه مبهم بر جان،دنیا را به رنگ چشمانت مبین دختر سیاه چشم
شنبه 1385/06/25
شاهی های بی حیا

به نام خالق خوبی ها

یه بانو،یه خانوم،یه ایرونی داره می ره...کجا؟

همین نزدیکی ها نه شایدم خیلی دور(این که الان گفتم یاد فیلم خیلی دور خیلی نزدیک افتادم)خانم انوشه رو می گم واقعا بهش تبریک می گم به خاطر جسارتش، شجاعتش،پشتکارش و به خاطر رویای قشنگش،امیدوارم یه سفر داشته باشه پر از خاطره های خوب و به هدف هایی که می خواد برسه.اگر می دیدمش اگر باهاش حرف می زدم می گفتم می ره تا اونجا سلام منم به شازده کوچولو برسونه .

  

                           

برگردم به زمین به باغچه کوچولوی خونمون،صابخونمون می گه شاهی بی حیاست می دونی چرا،چون از بقیه سبزی ها زودتر در می یاد کاش همه سبزی ها بی حیا بودن آخه نمی دونید دفعه اول که دیدیم شاهی ها جوونه زدند چقدر ذوق کردیم.تره هامونم دارن در می یان یواش یواش،ریحانام همینطور.

+ نوشته Massy