تبليغاتX
Massy اندیشه پاک
اندیشه پاک
مثل سنگینی یک نگاه مبهم بر جان،دنیا را به رنگ چشمانت مبین دختر سیاه چشم
پنجشنبه 1386/10/06
جنگ دوم جهانی
به نام بزرگ خالق خوبی ها

بدینطریق برخلاف تصور و خوش بینی مردم دنیا با وجود خاتمه جنگ دوم جهانی،آن صلح وصفایی که مورد نظر جهانیان بود جایگزین این همه کشتار و خونریزی ها نشد،زیرا رهبران قدرت طلب حاکم بر کشورهای بزرگ دنیا هر کدام سعی دربرداشت بیشتری از این جنگ و تحت سلطه بیشتر کشیدن دولت های ضعیف مخصوصا همسایه های خود داشتند،بخصوص اختلاف فیما بین مرام،سلیقه و مکتب های سیاسی و عقیدتی همچنان پا برجاست ... .

چند وقتی هست دیگه کتاب نمی خرم،اول به خاطر اینکه مثلا کنکور دارم و می خوام درس بخونم،بعدشم یه خورده جذابیت کتاب های قدیمی پدرم توی خونه،کتاب جنگ دوم جهانی نوشته سی.باین.چاردین،یکی از همین کتاب هاست،چون جلد روی کتاب کنده شده نمی دونم ترجمه ی کیه،سال انتشارشم همینطور.جنگ و خونریزی چیز جالبی برای درک و فهمیدن نداره ولی برای فهمیدن چرایی اتفاقات و چه جور تموم شدنش و...،کتاب خیلی خوبی بود که همه چیز رو خیلی ساده و روون و خالی از اصطلاحات سنگین و خسته کننده توضیح داده و همراه با تصویر.

اینم شعر آخر کتاب

چرا صفا و محبت در این جهان نیست                   چرابشر پی خوبی و مهربانی نیست

چرا کبوتر صلح دائما به پرواز است                        همیشه در سفر و بهرش آشیانی نیست

چرا رخ چمن و باغها چنین زرد است                     چرا خمیده قد سرو و باغبانی نیست

چرا مزارع گندم فتاده لم یزرع                               کجاست زارع و از وی چرا نشانی نیست

بجای بیل چرا در کفش گرفته تفنگ                       چرا که گله ده را دگر شبانی نیست

                                           ********

چه خوش که صلح وصفا در جهان به پا گردد            چه خوش که که کاخ ستم زیر وروفنا گردد

چه خوش که بهر مجازات جنگ افروزان                  به هر کجای جهان دارها به پا گردد

ز بعد جنگ فروزان،جهان گلستانست                    جهان به کام همه مردم جهان گردد

چه خوش که عفو و محبت و ایثار                    بجای کینه بدل،جانشین آن گردد

خوش آن زمان که همه مرزهای کشورها        شوند محو و بشر مالک جهان گردد

خوش آنکه بار سفر بست و رفت در سنگر              دوباره سرخوش و خرم به خانه برگردد

 

مترجم:متن انگلیسی این شعر از کتاب خدای جنگ سروده استفن سپندر در این کتاب آمده،سعی کردم با وجود قریحه ناقص و مایه اندکم تا حدودی آنرا بمنظور برگردان متن پر محتوایش بدین صورت در حقیقت شعر گون در آورم.

اینم اول فصل یازدهم ( شرکت مردم غیر نظامیان در جنگ)نوشته بود:

"با وجود همه اتفاقات بعقیده من مردم اکثرا خوش قلب و رئوفند"

از خاطرات آن فرانک

آن فرانک مدت دو سال تمام از زندگی کوتاهش را از بیم دستگیری بوسیله نازیها در نهانگاهی واقع در شهر آمستردام بسر برد،تا سرانجام در آگوست ۱۹۴۴مخفیگاه فامیلی آنها کشف شد،همه آنها از جمله خود او که دختری پانزده ساله بود دستگیر و به علت یهودی بودن به بازداشتگاه جمعی یهودیان منتقل شدند.چندی بعد دخترک ضعیف که تاب تحمل صدمات حاصل از ناراحتی  و شکنجه های خردکننده بازداشتگاه را نداشت در همانجا مرد،ولی دفتر خاطراتش بعدها در ۱۹۴۷ پیدا شد و بدست دیگران افتاد و به بیش از ۲۰ زبان مختلف دنیا ترجمه شد.متن نوشته های صادقانه و اثر گذارش نشاندهنده قلبی رئوف و انسانی و در عین حال روحی قوی و پرخروش در مقابل ظلم و ستم و زورگویانی چون هیتلر و تسلط جابرانه اش بر اروپای آنروز بود.

 

+ نوشته Massy