به نام خالق خوبی ها
دلم گرفته،باز اضطراب، دلهره،ترس،ترس،ترس
ترس از بازگشت
وباز دنیای سیاه وتنهایی
خدایا نه از اینجا ماندن خسته ام که از رفتن نرفته خسته ام
دلم گرفته از بازگشت
دوری خانه ات
رفتن از میقات
ندیدن زیبایی طواف
آن همه سفیدی یکرنگ آن همه سفیدی یکدل
آن همه برای یکتای بی همتا
اندیشیدن به لحظه وداع چشمانم را اشکبار می کند دلم دلتنگ می شود وانگار امید تمام دنیا به پایان می رسد
اما لحظه ای دیگر
...دلم گواهی می دهد بر امیدی دوباره: دل کندن از این خانه دشوار است لیکن چه خوش میزبانی که دل کندن ندارد
سلام
خیلی وقته که دوست دارم یه وبلاگ بسازم ولی شروع یه کار مسولیت می یاره واینکه باید ادامه بدی و خود شروع که فکر می کنم اگر با یه چیز خوب باشه خیلی بهتره .
الان بیشتر از دو هفته است که از مکه اومدم، خدا قسمت کنه همه اونایی که دوست دارن برن،این متن بالام تو مکه نوشته بودم یادش بخیر خیلی جای خوبی خیلی. روزای آخر به بچه ها می گفتم بریم گم شیم یک کم دیگه بمونیم.یه چیز فقط می تونم بگم اونم این که اگه خدا فقط همون جا بود یعنی فقط تو خونش بود فکر کنم آدم وقتی بر می گشت از غصه دق می کرد ولی خداروشکر که خدا همه جا هست اگرچه اونجا با همه جا فرق داره
فرقشم آدم تا خودش نره ونبینه و احساس نکنه متوجه نمی شه من که می خوام بازم برم ان شاالله شمام بری