تبليغاتX
Massy اندیشه پاک
اندیشه پاک
مثل سنگینی یک نگاه مبهم بر جان،دنیا را به رنگ چشمانت مبین دختر سیاه چشم
سه شنبه 1385/12/29

عید نوروز مبارک

سال سرشاراز موفقیت و شادی داشته باشید

 

+ نوشته Massy
دوشنبه 1385/12/28
بهانه

به نام بزرگ خالق خوبی ها

به خودم می گویم بگذار آغاز این سال بهانه ای باشد بر بستن عهد وپیمانی دگر

تا بر آن صبور تر باشی

و بر عشقی که می ورزی مصرتر

سوال در ذهن من چیز غریبی نیست

ولی در این سیطره احساسات بی منطق هزار بار از خودم پرسیده ام منطق چیست؟

از خودم پرسیده ام اگر عقل تو پاسخگو نیست

این هزار سوال بی جواب چیست؟

ولی پیمان بی منطق و آن عهدی که بر آن اندیشه را حکمی نیست،صبر چگونه؟

و آن احساس که پایانش را نمی دانم ابراز چگونه؟

کاش معنی تمام واژه ها را می دانستم شاید اینگونه می فهمیدم

باور احساس چیست؟

توجیه عقل و عرف و قانون و دین برای احساس چیست؟

چه سخت است دست و پا زدن در باتلاقی که امید در آن به صفر نزدیکتر است

شاید هم نه، به دلت ترس راه مده که هنوز خدایی هست

 

+ نوشته Massy
پنجشنبه 1385/12/24

به نام بزرگ خالق خوبی ها

دو سه ماهی بود برنامه می ریختم یه جوری برم قم نمی شد،بالاخره رفتم.امسال فکر

 کنم اندازه چند سالی مسافرت رفتم این آخری هم که با زیارت بانوی هم اسم خودم

تموم شد.امسال!!!!!؛می دونی هر سال که تموم می شه به خودم می گم چقدربا بقیه

 سالا فرق داشت دیگه می دونم سال جدید که می شه دیدن تفاوتها خیلی نباید عجیب

باشه.

من خیلی وقته منتظر بهارم خیلی وقته...

امسال سبزی بهارحس نکردم بیشتربرام زردی پاییز داشت

تابستون به رنگ گیلاسای قرمزش پر از انرژی بود، به رنگ آفتابش پر از حرارت

پاییز بی رنگ بود بیشتر صدا بود آهنگ بود،خش خش برگا،نم نم بارون...

زمستون،پر از انتظار!اونقدر که فکر می کنم رنگ انتظار سفید

شاید اگر اندازه من منتظر اومدن بهار بودی به اندازه من خوشحال بودی

که بهار داره می یاد می خوام به بهار قول بدم دیگه قدرش بدونم

+ نوشته Massy
یکشنبه 1385/12/13
دختر دکتر حسابی

به نام بزرگ خالق خوبی ها

خداییش هر چی هم بخوای جلوی خودت بگیری نخندی نمیشه، فکرش بکن با دختر دکتر حسابی اشتباه

 بگیرنت،رو همین حسابم از در خونه دکتر حسابی تادر کاخ سعدآباد برسوننت(راهی نیست ولی خوب)

گفتم سعد آباد هیچ وقت فکر نمی کردم توی روز سرد زمستونی اونجا رو ببینم واز دیدن حیاط پوشیده از

 برف با درختای بلند،حوض یخ بسته وشنیدن صدای آب رودخونه لذت ببرم و البته به یکی از آرزوهای

 دوست داشتنی زندگیم برسم0بالاخره رفتم موزه برادران امیدوار از نزدیک دیدم(دو برادر جهانگرد ایر

انی )از عکساشون گرفته تا هدایایی که از سران قبایل(جنگل های آمازون و آفریقا) و کشورها گرفته بو

دن،حتی ماشینشون.

دیدن آثار استاد فرشچیانم کمتر از اون خالی از لطف نبود و همینطور موزه هنر های زیبا و تابلوهای

هنرمندای آلمان،فرانسه،بلژیک و ... که آدم رو خیلی راحت به فضای آثارشون می بردن.(به قول مامانم

 انگار نقاشی هاشون با آدم حرف می زدن).

از همه مهمتر بعد از هفت،هشت ماه دوستام دیدم.آها یه چیز دیگه رفته بودم تهران کنکور ارشد بدم.

+ نوشته Massy
شنبه 1385/12/05
خوش بيني

به نام بزرگ خالق خوبي ها

مي گم اصلا دست استاد ترابي درد نكنه رياضي من با 7 انداخت كه مجبور بشم براي اينكه مشروط

 نشم،برم چالوس دانشگاه طبرستان پيش استاد حسيني كه باهاش صحبت كنم يه جوري بهم نمره بده

 كه مشروط نشم (استادم كه آخر استاد بهم مي گه اسم تمام درسات،واحداش،نمره هاش بنويس من بشـ

ينم معدلت حساب كنم يه موقع بهت نمره اضافي ندم،اگرچه از وقتي اومدم اينجا يه نمه عادت كردم به

 ديدن موجودات عجيب غريبي به اسم استاد،اگر حسش بود مي شستم از همشون يه تيكه مي نوشتم

 ببينيد يه ذره بخنديد،مخصوصا كه اين روزا فك نوشتنم حسابي گرم شده).

آخه رفتم يكي از دوستام بعد از دو سال ديدم،وقتي ديدمش تازه فهميدم چقدر دلم براش تنگ شده بود.

اين روزام كه عادت كردم را به را دوستام مي ندازم تو زحمت،خانومي دستت درد نكنه.خوش

 گذشت،خيلي هم خوش گذشت.

 خدايا من از دست اين Blogfaچي كار كنم قاطي كرده.

+ نوشته Massy
جمعه 1385/12/04

به نام بزرگ خالق خوبی ها

از کتاب کویر دکتر شریعتی همین یه جمله رو،اونم اتفاقی خونده بودم:

"عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن"

اگر اینطوری، فکر می کنم تنها دریای عشقی که توش غرق بشی عب نداره

عشق به خداست،برای موجودات زمینی همون دوست داشتن کافیه. حیف که

 از خیلی چیزا  نمی شه شکایت کرد.

راستی تا حالا از زیر درخت نارنج آسمون تماشا کردید؟

+ نوشته Massy